أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

26

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

مال خود را با وى گفتى گفت نگفتم به جهت آنكه اگر كم باشد مرا حقير ميشمرد و اگر بسيار باشد بر من حسد ميبرد ( 1 ) يكى و جبّه پشمينه پوشيده بود شخصى از او پرسيد براى چه جبّه پشمينه پوشيده‌اى پاسخش نداد و گفتند چرا جواب نميگوئى گفت چه بگويم اگر بگويم از جهت زهد پوشيده‌ام تذكيه نفس و خودستائى كرده باشم و اگر گويم از جهت فقر است نكوهش و ذمّ پروردگار خود كرده باشم ( 2 ) حكيمى فرزند خود را وصيّت كرد به اين كلمات اى پسرك من اگر خلاصى ميجوئى دو چيز را ملازم باش صرف مكن چيزى را كه دارى مگر در محلّى كه حق و سزاوار باشد و ديگر چيزى از كسى مگر به حق اى پسر جان من با ستم‌كننده بمدارا و خوبى رفتار كن كه اين دو چيز حصن تست به جهت آنكه بعدها اگر دوست تو شود از حقد و كينه او ايمن باشى و اگر تو بر او مسلّط شدى توانى تلافى ستمهاى او را بنمائى اى پسرك من با دو طايفه ملاعبه و شوخى مكن يكى با مردمان شريف به جهت آنكه حقير و پست ميشوى ديگر با مردمان دنى و لئيم به جهت آنكه آنها را بر خود دلير و چيره خواهى كرد اى پسر از دو طايفه بر حذر باش يكى دوست بيوفا و مكّار و ديگر دشمن فاجر و نابكار اى پسرك من امتحان كن دوستان خود را در دو حال يكى وقتى كه بليّه و مصيبتى به تو رسد پس اگر ترا يارى نمودند و دست از تو بر نداشتند بدان كه آنها دوستان خوب تو ميباشند و اگر جفا كردند معلوم مىشود كه دوستان بدى بودند و ديگر امتحان كن ايشان را وقتى كه نعمتى به تو روى كند پس اگر حسد بر تو نبردند بدان كه دوستان خوب تو ميباشند و اگر نه دوستان بدى خواهند بود و